
قفسهنوشت ۱۷۲: سفر بمباران؛ از علیمحمد مودب
نمیدانم این کتاب را در دو سال اخیر چند بار خواندهام. شاید جزو ناشعرترین کتابهای شعری باشد که دوستشان دارم. و از میان این ناشعرها، این یکی به اعتراف پانویس خود شاعر، ناشعرترین است و البته با فضای این روزها شبیه.
میتوانستیم
در صفهای نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاههای بزرگ، قایمباشک بازی کنیم
و در کارخانهها شعر بخوانیم
اگر غم نان نب...

قفسهنوشت ۱۷۱: کتاب اوهام، اثر پل آستر
این کتاب به تعبیری نقطهٔ تلاقی انواع روشهای روایت نامطمئن پستمدرنی پل آستر است. دیوید استاد دانشگاهی که بعد از فوت ناگهانی همسر و دو فرزندش شدیداً افسرده و منزوی میشود، خیلی اتفاقی به فیلمسازی از دورهٔ فیلم صامت علاقهمند شده، کتابی دربارهٔ او مینویسد. آن فیلمساز که سالهاست ناپیداست بعد از انتشار آن کتاب سر و کلهاش پیدا میشود. دیوید طی اتف...

قفسهنوشت ۱۷۰: دو مجموعه شعر از گروس عبدالملکیان
مجموعهٔ «سهگانهٔ خاورمیانه» را هم میشود پیوسته خواند و هم جداجدا. سبک همان سبک گروس است. ترکیبی از خیال، عناصر غیرواقعی و تا حدی شبیه به سبک هندی و البته تصاویر بدیع.
بریدهای کوتاه از شعرهای این مجموعه:
«شادیهای بزرگ ترکم کردهاند
و مادرم میخواهد
شادیهای کوچک را کنار بگذارم
سیگار را برمیدارم
فندک را برمیدارم
و مادرم را کنار میگذارم»
یا
...

تو
۱.
از آینهٔ عقب میتوانی رد چروک دور چشمهایش را ببینی. این تمام چیزی است که آینه در اختیارت گذاشته. ماسک روی صورتش حجاب بینی و لبهایش شده است. در عکسهای اینستاگرامش دیدهای که بینیاش همان چیزی که آن روزها میدیدی نیست. و لابد لبهایش نباید مانند عکسهایش پررنگ باشد. پشت ماسک که این کارها معنایی ندارد. به در صندلی سمت راست تکیه داده است. لابد ای...
سیاه مشق ۷۰
گرد سم خران شما نیز بگذرد
«سیف فرغانی»
گربهٔ وطن
در هجوم عوعو سگان هار ناشناس
در هراس زوزهٔ هزار گرگ ناسپاس
خسته از خروش بادها
خسته از هجوم خاطرات و یادها
دلبریده از شکوه روزگار دور
دلشکسته از هجوم موشهای کور
موشهای کور خانگی
برکنار از عروج لحظهٔ ترانگی
آه و صد دریغ و صد دریغ
موشهای کور خانگی
بر تن نحیف او خزیدهاند
و جان خستهاش دریدهاند
...

قفسهنوشت ۱۶۹: هنر شفاف اندیشیدن؛ نوشته رولف دوبلی
ذکر چند گزاره در مورد این کتاب را ضروری میدانم:
نخست آن که من ترجمهٔ انگلیسی این کتاب را خواندهام و شهرت مترجم فارسی آن تأثیری مثبت یا منفی بر قضاوت من نداشته است.
دوم آن که حس من نسبت به این کتاب کاملاً دوپهلو است. از سویی این کتاب عملاً یک سرقت ادبی است از کتابهایی مانند «تفکر سریع و کند» و چند کتاب دیگر. حالا که اسم آن کتابها آورده بشود (ب...